From از آن سریال‌هایی نیست که بعد از هر قسمت بتوانید به راحتی بگویید چه اتفاقی افتاد. برعکس، معمولاً وقتی قسمت تمام می‌شود، چند سؤال تازه در ذهن می‌ماند. یک درخت عجیب، چند بطری آویزان از شاخه‌ها، کودکانی که مدام ظاهر می‌شوند و شهری که هیچ‌کس راه خروجش را پیدا نمی‌کند. همین جزئیات باعث شده طرفداران سریال مدام اتفاقات مختلف را کنار هم بگذارند و برایشان دنبال توضیح بگردند.

داستان درخت بطری‌ها چیست؟

درخت بطری‌ها از همان چیزهایی است که در ابتدا شاید چندان جدی گرفته نشود، اما هرچه داستان جلوتر می‌رود، اهمیتش بیشتر می‌شود. بطری‌هایی که روی شاخه‌ها قرار دارند و اعداد داخل آن‌ها، مدت‌ها یکی از سؤال‌های بزرگ سریال بودنددر فصل سوم مشخص شد این اعداد فقط چند عدد تصادفی نیستند. جید متوجه شد که می‌توان آن‌ها را به نت‌های موسیقی مرتبط کرد و همین سرنخ، پای اتفاقات تازه‌ای را به میان کشیداما چیزی که هنوز برای طرفداران سؤال است، این است که چرا چنین درختی اصلاً در این شهر وجود دارد. آیا واقعاً راهی برای عبور از یک نقطه به نقطه دیگر است یا بخشی از همان معمای بزرگ‌تری است که ساکنان شهر هنوز از آن سر درنیاورده‌اند؟

چرا کودکان مدام ظاهر می‌شوند؟

ماجرای کودکان شاید از آن بخش‌هایی باشد که بیشتر از همه حس سردرگمی ایجاد می‌کند. آن‌ها نه مثل هیولاهای شبانه رفتار می‌کنند و نه توضیح روشنی درباره اینکه چه کسانی هستند می‌دهند. فقط در لحظات خاص ظاهر می‌شوند و انگار چیزی را از شخصیت‌ها می‌خواهنددر پایان فصل سوم، معنی واژه Anghkooey مشخص شد و ارتباط آن با به یاد آوردن روشن‌تر شد. تابیثا هم در ادامه با خاطراتی روبه‌رو شد که نشان می‌داد اتفاقات این شهر به گذشته‌ای بسیار قدیمی‌تر از حضور فعلی ساکنان مربوط است.

اینجاست که یک سؤال مهم شکل می‌گیرد: شاید شخصیت‌هایی که امروز در شهر گرفتار شده‌اند، اولین آدم‌هایی نباشند که این مسیر را تجربه می‌کنند.

جید و تابیثا چرا این‌قدر مهم هستند؟

یکی از جالب‌ترین اتفاقات داستان، ارتباط جید و تابیثا با شخصیت‌های گذشته است. تا قبل از آشکار شدن این موضوع، می‌شد تصور کرد اتفاقات عجیب شهر بیشتر به شرایط فعلی مربوط است، اما داستان کم‌کم مسیر دیگری را نشان دادارتباط آن‌ها با کریستوفر و میراندا و ماجراهایی که در گذشته رخ داده، این احتمال را مطرح می‌کند که بعضی از شخصیت‌ها به نوعی در چرخه‌ای تکرارشونده گرفتار شده‌اند. شاید برای همین است که بعضی اتفاقات، با وجود گذشت زمان، دوباره شکل مشابهی پیدا می‌کنند.

آیا شهر یک چرخه بی‌پایان است؟

این یکی از سؤال‌هایی است که احتمالاً تا مدت‌ها بین طرفداران From بحث درباره‌اش ادامه خواهد داشت. جولی و اتفاقاتی که برای او در ارتباط با زمان رخ می‌دهد، نشان می‌دهد قوانین این دنیا با چیزی که ما از زمان و گذشته و آینده می‌شناسیم فرق دارداز طرف دیگر، وقتی گذشته شخصیت‌هایی مثل جید و تابیثا وارد داستان می‌شود، این احتمال قوت می‌گیرد که شهر فقط آدم‌ها را در یک مکان زندانی نکرده باشد، شاید آن‌ها در یک چرخه بزرگ‌تر گرفتار شده‌اند که بارها تکرار شده استالبته هنوز نمی‌شود با اطمینان گفت راز شهر دقیقاً چیست. From عمداً بخشی از جواب‌ها را نگه داشته و هر بار که یک سرنخ را توضیح می‌دهد، سؤال دیگری جای آن قرار می‌گیرد.

شاید جذابیت واقعی سریال هم همین باشد. قرار نیست فقط بفهمیم چه چیزی پشت این شهر قرار دارد، قرار است همراه شخصیت‌ها قدم‌به‌قدم جلو برویم و خودمان از کنار هم گذاشتن سرنخ‌ها به جواب برسیم. فعلاً درخت بطری‌ها، کودکان، خاطرات گذشته و اتفاقات عجیب شهر هنوز قطعات یک پازل بزرگ هستند، پازلی که ظاهراً برای کامل شدن، به چیزی بیشتر از یک پاسخ ساده نیاز دارد.

اطلاعات بیشتر سریال فرام : https://kallaxcargo.com/blog/from-series-review